مارپیچ سکوت در خدمت تبلیغات سیاسی

مطالب این ستون، صرفاً آرای نویسندگان آن را بازتاب می‌دهد.
۱۵ خرداد ۱۳۹۲
نویسنده مهمان
 
 

فرض کنید پنج نفر در سلسله مراتب مختلف مانند رئیس جمهور، یک استاد دانشگاه، یک کارشناس اداره بازرگانی، یک دانشجو و یک نماینده مجلس پشت یک میز نشسته اند و در مورد موضوعی بحث می کنند. اگر رئیس جمهور ادعایی را مطرح کند، در وحله اول ممکن است با مخالفت هیچ یک از 4 نفر دیگر مواجه نشود، حتی اگر صحت گفته های او محل تردید باشد و هر چهار نفر هم با وی مخالف باشند. اما به محض اینکه یکی از این افراد، در آنچه که رئیس جمهور ارائه کرده ابراز شک کند، بقیه هم اگر با وی هم نظر باشند، عقیده شان را در مخالفت با رئیس جمهور مطرح می کنند.

اما چرا هر یک از این 4 نفر منتظر دیگری است تا او شروع کننده انتقاد از رئیس جمهور باشد؟

پاسخ به این سئوال را یکی از تئوری های کلاسیک ارتباطات به نام "مارپیچ سکوت" ارائه می دهد که در تبلیغات سیاسی کاربرد زیادی دارد. مطابق این تئوری اگر افرادی فکر کنند که در اقلیت هستند، تمایلی به ابراز نظر نشان نمی دهند، چون این کار ممکن است باعث انزوای آن ها در جمع شود. جمع این سکوت های ناخواسته، خود مارپیچی از سکوتی مرئی اما ناراضی را ایجاد می کند.

حال اگر به مثال خودمان برگردیم، می بینیم که هر یک از این 4 نفر، چون از نظر سلسله مراتب اداری پایین تر از رئیس جمهور هستند از این بیم دارند که در مقام مخالفت با وی در اقلیت قرار بگیرند و از آنجا که از نظر و عقیده دیگران اطلاع ندارند به بیان مخالفت خود نمی پردازند. اما به محض اینکه یک نفر نظری مخالف نظر شخص ارشد ارائه کند، آنها هم جرات ابراز نظر پیدا می کنند.

بخش های اقلیت اما با سلسله مراتب بالای اداری و توان مالی و اجرایی، این تئوری را در سطح جامعه به این صورت تحمیل می کنند که اکثریت مخالف، در واقع اکثریت واقعی نیست، بلکه اقلیت است و نظرسنجی  های هدایت شده یکی از انواع روش ها برای اثبات آن به شمار می رود که دو نوع کاربرد دارد:

  1. وقتی گروه حاکمان، نظرسنجی های منتشر می کنند که در آن آرای یک کاندیدا به صورتی غیرواقعی برجسته شده است در واقع می خواهند به مخاطبان رقیب اینگونه القا کنند که آنها در اقلیت قرار دارند و حتی گرایش عمومی کسانی که در معرض نظرسنجی قرار دارند را هم به خود جلب نمایند. وقتی آقای حداد عادل در 28 دی سال 1391 – یعنی تقریبا 5 ماه قبل از انتخابات – مدعی شده بود که  ائتلاف 2+1 در نظرسنجی ها 60% آرا را دارد، در واقع قصد داشت به سایر گروه های رقیب – اصلاح طلبان - اینگونه القا کند که به دنبال ریاست جمهوری نباشند، چون گروه های محافظه کار از هم اکنون 60% آرا را به خودشان اختصاص داده اند. او در عین حال در درون جناح محافظه کار هم این پیام را می داد که در اقلیت هستند و بهتر است کاندیدای جناح راست منحصرا از درون ائتلاف 2+1 بیرون بیاید. نظرسنجی هایی که این روزها منتشر می شود نشان می دهد نه تنها ادعای آقای حداد عادل نادرست است بلکه رای او در میان همین اعضای ائتلاف 2+1 هم در کمترین مقدار قرار دارد.
  2. نکته دیگر در نظرسنجی ها، اثبات دروغ بزرگ پس از انتخابات است. قصد ندارم وارد بحث انتخابات پرمناقشه سال 1388 – که اثبات علمی تقلب یا عدم تقلب در آن انتخابات بر مبنای شاخص های آماری موجود عملا غیرممکن است – بشوم، اما وقتی یک سایت طرفدار آقای احمدی نژاد، بر مبنای نظرسنجی های دو ماه قبل از انتخابات، مدعی شده بود که ایشان 63% آرا را بدست خواهد آورد – سایت رجانیوز – و همین نظرسنجی ها مبنای تئوریک اثبات رای 63 درصدی ایشان پس از انتخابات قرار گرفت، یعنی اینکه آن نظرسنجی اساسا بر مبنای توجیه تئوریک پسینی رای تولید شده است؛ وگرنه هرکسی می داند که به خصوص در انتخابات ایران، دو هفته منتهی به انتخابات، مهمترین زمان تشکیل رای به خصوص برای افراد تصمیم نگرفته است (من در مورد مهمترین ایراد این نظرسنجی که در "تعداد نادرست آرای نمونه" آن است در اینجا صحبتی مطرح نمی کنم، چون به موضوع این یادداشت ارتباطی ندارد).

بااین‌حال و اگرچه، مارپیچ سکوت در زمان دیکتاتوری "مارکوس" در دهه 70 میلادی در کشوری مانند فیلی پین توسط شبکه های رسانه ای سنتی و محلی مورد چالش قرار گرفت، اما هنوز در تبلیغات سیاسی به عنوان یکی از ابزارهای مهم کمپین های انتخاباتی می تواند به کار رود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388، می توان کاربرد این امر را در این انگاره که رای احمدی نژاد در روستاها بالاتر از شهرها هم هست ملاحظه کرد.

به عنوان نکته آخر، نباید این نکته را از نظر دور داشت که از سویی با گسترش شبکه های اجتماعی و رسانه های خبری غیر دولتی در ایران، حس در اقلیت بودن مانند گذشته کاربرد ندارد و از سوی دیگر ظهور موسسه های نظرسنجی مستقل و غیردولتی و حتی نظرسنجی هایی که ستادهای انتخاباتی به صورت مجزا انجام می دهند، توانایی استفاده از مارپیج سکوت را برای تحمیل یک عقیده خاص در تبلیغات سیاسی از طریق نظرسنجی ها با چالش جدی مواجه کرده است؛ هرچند هنوز، هم از ابزارهای تکنیکی آن استفاده می شود و هم آنتی تز تبلیغاتی آن ارائه می گردد.


نظرسنجی‌های روزانه ما را به صورت ایمیل دریافت کنید

ثبت نام